كانی باليسم در پرندگان، حيوانات و انسان
كانی باليسم در پرندگان، حيوانات و انسان
كانی باليسم (Cannibalism) به معنای همجنس خواری است. اين نام از يك قبيله جزيرهنشين كه كانی بال ناميده می شد گرفته شده است. از رسوم اين قبيله اين بود كه برای دشمنان كشته يا دستگير شده خود در جنگ جشن می گرفتند و اعضای بدن آنها را می خوردند. اين نام برای هر حيوانی كه گونه همنوع خود را بعنوان غذا می خورد بكار گرفته می شود.
كانی باليسم يك مشكل رفتاری با عاملهای گوناگون بين گونههای مختلف حيوانات، پرندگان و انسان است. ابتلا به اين عادت در جمعيتهای حيوانی اهلی و وحشی و پرندگان اهلی، زينتی و پرندگان شكاری در سرتاسر دنيا گزارش شده است.
كانی باليسم در پرندگان
كانی باليسم در پرندگان بدليل شيوع بيشتر آن و خسارت اقتصادی ناشی از آن از اهميت ويژهای برخوردار است. ماكيان، بوقلمون، اردك، قرقاول، بلدرچين و شترمرغ بعنوان پرندگانی كه بيشتر مصرف انسانی دارند مطرحند و كانی باليسم می تواند در تمامی آنها به شكلهای مختلف بوقوع بپيوندد. قرقاولها نسبت به ساير پرندگان بيشتر مستعد اين رفتار هستند.
علل
عوامل ساختاری و زيربنايی كانی باليسم به واقع شناخته نشدهاند، اما بعضی از عوامل مسبب اين عادت عبارتند از:
1. تراكم بيش از حد
2. فقدان يا كمبود آب و غذا و كمبود آبخوری و دانخوری: اين عوامل باعث تحرك پرندگان بطور مداوم جهت جستجوی آب و غذا و آسيبرساندن به يكديگر می شود.
3. نوردهی نامناسب (معمولاً نور خيلي زياد)
4. دماي بيش از حد محيط ؛ پرندگان در گرمای بالا فوقالعاده مستعد به كانی باليسم می گردند.
5. رژيمهای غذايی نامتعادل و انرژی زياد و كاهش فيبر باعث فعال شدن و مهاجمشدن پرندگان ميشود. همچنين فقدان پروتئين غذايی، متيونين يا عدم تعادل در ميزان پروتئين و يا سديم ميتواند عامل مهم تهاجمی شدن پرندگان باشد. (بايستی توجه شود بر حسب سن و نوع پرنده از تعادل غذايی مناسب استفاده شود).
6. نگهداری پرندگان با سنين, رنگها و يا گونههای مختلف با هم
7. تغيير ناگهانی در محيط پرورش پرنده و يا برنامههای مديريتی
8. هيجانی و عصبی بودن گله (ممكن است وابسته به نژاد باشد).
9. مشكلات حركتی پرندهها (لنگش) در گله و وجود پرندگان تلف شده در گله كه بدليل كنجكاوی در پرندگان باعث ايجاد نوك زدن میشود و به سرعت تشديد میيابد.
10. تهويه ضعيف و رطوبت كم
11. انگلهای خارجی كه پرندگان را برای نوك زدن و صدمه به پوست تحريك می كنند.
12. آسيبديدگی كلواك در طيور تخمگذار بويژه با عبور تخم بزرگ كه باعث پرولاپس (بيرون زدگی) مخرج می شود و مورد اصابت و حمله پرندگان ديگر قرار می گيرد.
13. تخمگذاری در بستر و كف سالن بجای آشيانه تخمگذاری در مرغهای تخمگذار
14. خراش يا پارگی قسمتی از بدن كه ممكن است نتيجه جنگ و ستيز يا جفتگيری باشد.
15. بعضی بيماريها بخصوص بيماريهای اثرگذار بر سيستم عصبی و حركت پرنده
16. كسل شدن پرنده
17. شكل غذا : با مصرف غذای پلت چون پرنده سريع غذای مورد نياز خود را مصرف می كند فرصت زيادی برای نزاع و جنگيدن پيدا می كند و لذا شيوع كانی باليسم بيشتر است.
18. معمولا ترکيبی از اين فاکتورها علل شيوع کانی باليسم است.
علائم بالينی
شكل های رفتاری كانی باليسم در طيور صنعتی می تواند به چند فرم باشد:
1. نوك زدك به ناخنها (بخصوص بين جوجهها)
2. نوك زدن به مخرج (بويژه بين مرغهای تخمگذار بالغ و پولتهای بوقلمون) كه ممكن است در بعضی موارد باعث خروج روده از مخرج گردد.
3. نوك زدن به سر، صورت و بالها
4. ريزش پرها
5. _ايجاد زخم و استرس ناشی از نوك زدن
6. كاهش توليد تخممرغ در مرغهای تخمگذار
علائم پس از مرگ
زخمهای پوست بجامانده از نوك زدن
كم خونی
تشخيص تفريقی اين مشكل بايستی از درماتيت باكتريايی و كانی باليسم پس از مرگ صورت گيرد.
درمان
كانی باليسم در شرايطی ايجاد می گردد كه ممكن است نتوان علت حقيقی آنرا دريافت ولی استرس بعنوان فاكتور عمده ايجاد آن مطرح است .اين رفتار بيشتر يك مشكل مديريتی محسوب می شود بنابراين در درجه اول بايستی مشكلات مربوط به نگهداری و مديريت را برطرف نمود.
جداسازی پرندگان درگير، كاهش شدت نور و يا خاموشی در خلال نوردهی در روز (مدت نوردهی در مرغهای بستر نبايد كم شود)،استفاده از نور قرمز نيز از اشاعه مشكل جلوگيری می كند زيرا تمام محيط را قرمز كرده و پرنده قادر به تشخيص خون از ساير مواد موجود نيست، استفاده از مولتی ويتامين و متيونين و ميزان كافی نمك و كاهش اندك درجه حرارت سالن در صورت امكان از مواردی است كه می تواند كمك به درمان كند.
كنترل و پيشگيری
بهترين روش كنترل كانی باليسم جلوگيری از شروع آن است زيرا وقتی شروع شد توقف آن خيلی مشكل است.اولين قدم در برنامه كنترل كانی باليسم مديريت صحيح و ايجاد بهترين شرايط نگهداری براي پرنده است. جهت كنترل و پيشگيری از مشكل رعايت موارد زير لازم است :
1. تراكم مناسب :در روش بستر در هر مترمربع 5 تا 6 مرغ تخمگذار از نژاد سبک و 3 تا 4 مرغ از نژادهای سنگين و 10 تا 15 جوجه گوشتی پرورش داده می شود. (طبق راهنمای پرورش)
2. نوردهي مناسب: نبايستی لامپهای بالاتر از 40 وات را براي روشنايی سالن بكار برد. در پرندگان از 12 هفتگی به بعد لامپهای 15 يا 25 واتی را بالای دانخوريها و آبخوريها بكار می برند. (طبق راهنمای پرورش)
3. تغذيه صحيح پرندگان بطوريكه تمام وقت غذا در اختیارشان باشد. همچنين اطمينان از وجود فضای كافی جهت تغذيه كه همگی بتوانند در يك زمان تغذيه كنند. اگر اين امكان نباشد، برای غذا خوردن و يافتن مكان جهت تغذيه شروع به نزاع خواهند كرد. با نزاع و درگيری خون نمايان می شود و شروع كانی باليسم را خواهيم داشت.
4. بالانس رژيم غذايی
5. اگر طرحی برای جابجايی پرندگان جوان به محل جديد وجود دارد بهتر است جهت سازگار شدن پرندگان با محيط جديد در درجه اول مقداری از آب و غذای آنها را منتقل كرده و يا زمانی كه لازم است دانخوری يا آبخوريها را بزرگتر كرد خارج كردن تجهيزات كوچكتر در زمان اندك بسيار مضر است.
6. تغذيه آردی بجای پلت
7. مشغول نگهداشتن و سرگرم كردن پرندهها، بعنوان مثال آويزان كردن دستجات پربرگ يا علف و كاه جهت نوكزدن پرندهها به آنها
8. كنترل انگلهای خارجی
9. استفاده از وسايل مكانيكی مثل حلقههای فلزی كه در بالای نوك پرنده ثابت می شود و بيشتر در پرندگان شكاری كاربرد دارد.
10. نهايتاً نوك چينی كه بعنوان رايجترين و مؤثرترين راه استفاده شده جهت پيشگيری از كانی باليسم مطرح است. نوك چينی در هچری (روز آخر) يا بعد از آن انجام می گيرد، در غير اينصورت در دو هفته اول زندگی اين عمل انجام می شود. در مرغهای تخمگذار اگر نوك چينی انجام نشده باشد بهتر است اين كار قبل از شروع تخمگذاری و انتقال مرغها به سالنهای تخمگذار انجامگيرد زيرا استرس ناشی از نوك چينی ميزان تخمگذاری را كاهش می دهد. در اين روند معمولا يك سوم جلويی نوك بالا با چاقوهای الكتريكی قطع می گردد. اين كار كل رفتارهای غيرنرمال پرنده را رد نمی كند ولی پرندگان توانايی کمتری برای آسيب رساندن به يکديگر را دارند.
كانی باليسم در حيوانات
اين رفتار در حيات وحش ويژگی غيرطبيعی محسوب نمی شود. ذكر شده حدود 140 گونه مختلف در شرايط متفاوت تمايل به اين رفتار را نشان دادهاند. در بين حيوانات كانی باليسم بيشتر بين مهرهداران كوچك و بيمهرهگان شايع است. كانی باليسم ممكن است تنها آسيبرسان بنظر رسد در حاليكه بين حيوانات بخصوص گونههايی كه زاد و ولد زياد دارند مثل قورباغه، موش و موش صحرايي (Rat) ميتواند سودمند نيز باشد كه در پاسخ به تراكم اتفاق می افتد. افزايش جمعيت با سرعت زياد و بدون محدوديت می تواند تهيه غذا را با مشكل مواجه كند، بخصوص در طول يك زمستان سخت و شديد يا خشكسالی اين مسئله بيشتر آشكار می شود و كانی باليسم تا حدودی می تواند آنرا رفع كند.
اين رفتار بيشتر در حيواناتی كه در شرايط غيرطبيعی مثل قفس نگهداری می شوند مشاهده می گردد. كانی باليسم در بعضی گونهها حتی بعنوان يك روش ارثی مطرح است. كلاغها ممكن است جهت افزايش شانس موفقيت توليد مثلی خود تخم و جوجههای رقيبان خود را بخورند . خرگوشها ممكن است بدليل مشكلات عصبی، ناتوانی در پرستاری و سرمای شديد بچه خرگوشها را بكشند و بخورند. كاني باليسم خرگوشهای مرده بعنوان غريزه طبيعی و پاك كردن محل زندگی خود انجام ميگيرد. اگر در پرورش خرگوش تمام امكانات مديريتی و پرورشی فراهم باشد ولی خرگوش ماده دوزايش خود را بكشد بايستی حذف گردد.
كانی باليسم در بعضی گونهها بعنوان قسمتی از چرخه زندگی محسوب می شود، بعنوان مثال عنكبوت پشت قرمز ماده بعد از جفتگيری، جفت نر خود را می خورد. همچنين شكار اختاپوسهای كوچك توسط همنوعان بزرگتر خود بطور معمول در حيات وحش مشاهده شده ،اين رفتار حتی ممكن است در بين بسياری حيوانات دربند انسان نيز گسترش داشته باشد، برای مثال خوك ممكن است نوزادان كوچك خود را بخورد اگر چه اين رفتار در حيات وحش مشاهده نشده است.
بچهكشی (Infanticide)
اين رفتار بيشتر در ميان پستانداران رخ می دهد. شيرها بيشترين تمايل را برای آن دارند. گزارشهای بسياری وجود دارند كه شيرهای نر، بچه شيرها را كشتهاند و گاهی خوردهاند. در بيشتر موارد شير نه بخاطر گرسنگی و يا تراكم جمعيت بلكه بخاطر مواظبت كردن از فرزندان خويش برای كشتن بچه شير برانگيخته می شود. در اكثر موارد بچهها كشته ميشوند اما خورده نمی شوند. در اينجا بهتر است بجای كانی باليسم از واژه بچهكشی استفاده شود.
در ارتباط با بچهكشی شيرها،اين مورد بيشتر به حقيقت نزديك است كه شير ماده خيلی آهسته توليد مثل می كند و تنها بعد از اينكه بچههايش مستقل شدند دوباره وارد فصل توليد مثلی می شود. شير نر نيز يك دوره كوتاه توليد مثلی تنها در حدود 3 سال دارد. شير نر با كشتن نوزادان و بچهشيرها، شيرهای ماده را تشويق می كنند كه وارد فصل توليد مثلی شوند. مشاهده شده كه بابونها (نوعی از ميمونها) نيز مانند شيرها، بچهها را می كشند و معمولاٌ آنها را نيز می خورند.
كانی باليسم در انسان
بدون شك كانی باليسم تا زمانهای اخير در ميان انسانها وجود داشته و قبايل مختلف بصورتهای متفاوت اين عادت را داشتهاند. در بعضی قبايل گوشت و عضلات بچههای تازه متولد شده برای قويتر شدن خورده ميشد. خوردن گوشت انسانها در بين بعضی قبايل علامت احترام به مرده بوده، بعضی قبايل افراد كشته شده را برای غذا نمی خوردند، بلكه بخاطر بعضی عقايد خرافاتی كه داشتند می خوردند. اگر يك مرده شايسته و لايق در نبرد و نزاع كشته می شد قلب او را می خوردند بدليل اينكه اعتقاد داشتند شجاعت و قدرت او را به ارث می برند و يا مغزش را میخوردند بدليل به ارث بردن دانش او. اگر يك دونده كشته می شد پاهای او را می خوردند به اميد اينكه بوسيله آن سرعت او را كسب كنند.
در دهه 1930 بدنبال گسترش قحطی و گرسنگی در اوكراين، كانی باليسم خيلی شايع بود. طبق گزارش BBC بچهها توسط والدين خود خورده می شدند، گاهی اوقات همسران همديگر را بخاطر غذا می كشتند. حدود 7 ميليون نفر در طول دو سال از بدترين سالهای قحطی و گرسنگی اوكراين مردند، اما در واقع بسياری از مرگها بعلت كانی باليسم بود. اوكراين هنوز هم كشوری با بالاترين تعداد افراد كانی بال است.
كانی باليسم مدرن
جالب توجه است كه ال- سيستئين از موی انسان استخراج می گردد و مو يك منبع ارزان قيمت برای غذاهای حاوی ال-سيستئين است كه بطور رايج در سراسر دنيا استفاده می شود. بعضی معتقدند كه مصرف ال-سيستئين با منشأ موی انسان كانی باليسم واقعی نيست. بيان می كنند كه هر زمان قسمتی از بدن بطور عمدی برداشت شود و بعنوان غذا مصرف شود كانی باليسم خطاب می شود.
منابع:
University of Virginia: Virginia Cooperative Extension July 2004
http://www.agric.nsw.gov.au/reader/poultry/
http://cannibalism.brainsip.com/
the Merck veterinary manual
كانی باليسم (Cannibalism) به معنای همجنس خواری است. اين نام از يك قبيله جزيرهنشين كه كانی بال ناميده می شد گرفته شده است. از رسوم اين قبيله اين بود كه برای دشمنان كشته يا دستگير شده خود در جنگ جشن می گرفتند و اعضای بدن آنها را می خوردند. اين نام برای هر حيوانی كه گونه همنوع خود را بعنوان غذا می خورد بكار گرفته می شود.
كانی باليسم يك مشكل رفتاری با عاملهای گوناگون بين گونههای مختلف حيوانات، پرندگان و انسان است. ابتلا به اين عادت در جمعيتهای حيوانی اهلی و وحشی و پرندگان اهلی، زينتی و پرندگان شكاری در سرتاسر دنيا گزارش شده است.
كانی باليسم در پرندگان
كانی باليسم در پرندگان بدليل شيوع بيشتر آن و خسارت اقتصادی ناشی از آن از اهميت ويژهای برخوردار است. ماكيان، بوقلمون، اردك، قرقاول، بلدرچين و شترمرغ بعنوان پرندگانی كه بيشتر مصرف انسانی دارند مطرحند و كانی باليسم می تواند در تمامی آنها به شكلهای مختلف بوقوع بپيوندد. قرقاولها نسبت به ساير پرندگان بيشتر مستعد اين رفتار هستند.
علل
عوامل ساختاری و زيربنايی كانی باليسم به واقع شناخته نشدهاند، اما بعضی از عوامل مسبب اين عادت عبارتند از:
1. تراكم بيش از حد
2. فقدان يا كمبود آب و غذا و كمبود آبخوری و دانخوری: اين عوامل باعث تحرك پرندگان بطور مداوم جهت جستجوی آب و غذا و آسيبرساندن به يكديگر می شود.
3. نوردهی نامناسب (معمولاً نور خيلي زياد)
4. دماي بيش از حد محيط ؛ پرندگان در گرمای بالا فوقالعاده مستعد به كانی باليسم می گردند.
5. رژيمهای غذايی نامتعادل و انرژی زياد و كاهش فيبر باعث فعال شدن و مهاجمشدن پرندگان ميشود. همچنين فقدان پروتئين غذايی، متيونين يا عدم تعادل در ميزان پروتئين و يا سديم ميتواند عامل مهم تهاجمی شدن پرندگان باشد. (بايستی توجه شود بر حسب سن و نوع پرنده از تعادل غذايی مناسب استفاده شود).
6. نگهداری پرندگان با سنين, رنگها و يا گونههای مختلف با هم
7. تغيير ناگهانی در محيط پرورش پرنده و يا برنامههای مديريتی
8. هيجانی و عصبی بودن گله (ممكن است وابسته به نژاد باشد).
9. مشكلات حركتی پرندهها (لنگش) در گله و وجود پرندگان تلف شده در گله كه بدليل كنجكاوی در پرندگان باعث ايجاد نوك زدن میشود و به سرعت تشديد میيابد.
10. تهويه ضعيف و رطوبت كم
11. انگلهای خارجی كه پرندگان را برای نوك زدن و صدمه به پوست تحريك می كنند.
12. آسيبديدگی كلواك در طيور تخمگذار بويژه با عبور تخم بزرگ كه باعث پرولاپس (بيرون زدگی) مخرج می شود و مورد اصابت و حمله پرندگان ديگر قرار می گيرد.
13. تخمگذاری در بستر و كف سالن بجای آشيانه تخمگذاری در مرغهای تخمگذار
14. خراش يا پارگی قسمتی از بدن كه ممكن است نتيجه جنگ و ستيز يا جفتگيری باشد.
15. بعضی بيماريها بخصوص بيماريهای اثرگذار بر سيستم عصبی و حركت پرنده
16. كسل شدن پرنده
17. شكل غذا : با مصرف غذای پلت چون پرنده سريع غذای مورد نياز خود را مصرف می كند فرصت زيادی برای نزاع و جنگيدن پيدا می كند و لذا شيوع كانی باليسم بيشتر است.
18. معمولا ترکيبی از اين فاکتورها علل شيوع کانی باليسم است.
علائم بالينی
شكل های رفتاری كانی باليسم در طيور صنعتی می تواند به چند فرم باشد:
1. نوك زدك به ناخنها (بخصوص بين جوجهها)
2. نوك زدن به مخرج (بويژه بين مرغهای تخمگذار بالغ و پولتهای بوقلمون) كه ممكن است در بعضی موارد باعث خروج روده از مخرج گردد.
3. نوك زدن به سر، صورت و بالها
4. ريزش پرها
5. _ايجاد زخم و استرس ناشی از نوك زدن
6. كاهش توليد تخممرغ در مرغهای تخمگذار
علائم پس از مرگ
زخمهای پوست بجامانده از نوك زدن
كم خونی
تشخيص تفريقی اين مشكل بايستی از درماتيت باكتريايی و كانی باليسم پس از مرگ صورت گيرد.
درمان
كانی باليسم در شرايطی ايجاد می گردد كه ممكن است نتوان علت حقيقی آنرا دريافت ولی استرس بعنوان فاكتور عمده ايجاد آن مطرح است .اين رفتار بيشتر يك مشكل مديريتی محسوب می شود بنابراين در درجه اول بايستی مشكلات مربوط به نگهداری و مديريت را برطرف نمود.
جداسازی پرندگان درگير، كاهش شدت نور و يا خاموشی در خلال نوردهی در روز (مدت نوردهی در مرغهای بستر نبايد كم شود)،استفاده از نور قرمز نيز از اشاعه مشكل جلوگيری می كند زيرا تمام محيط را قرمز كرده و پرنده قادر به تشخيص خون از ساير مواد موجود نيست، استفاده از مولتی ويتامين و متيونين و ميزان كافی نمك و كاهش اندك درجه حرارت سالن در صورت امكان از مواردی است كه می تواند كمك به درمان كند.
كنترل و پيشگيری
بهترين روش كنترل كانی باليسم جلوگيری از شروع آن است زيرا وقتی شروع شد توقف آن خيلی مشكل است.اولين قدم در برنامه كنترل كانی باليسم مديريت صحيح و ايجاد بهترين شرايط نگهداری براي پرنده است. جهت كنترل و پيشگيری از مشكل رعايت موارد زير لازم است :
1. تراكم مناسب :در روش بستر در هر مترمربع 5 تا 6 مرغ تخمگذار از نژاد سبک و 3 تا 4 مرغ از نژادهای سنگين و 10 تا 15 جوجه گوشتی پرورش داده می شود. (طبق راهنمای پرورش)
2. نوردهي مناسب: نبايستی لامپهای بالاتر از 40 وات را براي روشنايی سالن بكار برد. در پرندگان از 12 هفتگی به بعد لامپهای 15 يا 25 واتی را بالای دانخوريها و آبخوريها بكار می برند. (طبق راهنمای پرورش)
3. تغذيه صحيح پرندگان بطوريكه تمام وقت غذا در اختیارشان باشد. همچنين اطمينان از وجود فضای كافی جهت تغذيه كه همگی بتوانند در يك زمان تغذيه كنند. اگر اين امكان نباشد، برای غذا خوردن و يافتن مكان جهت تغذيه شروع به نزاع خواهند كرد. با نزاع و درگيری خون نمايان می شود و شروع كانی باليسم را خواهيم داشت.
4. بالانس رژيم غذايی
5. اگر طرحی برای جابجايی پرندگان جوان به محل جديد وجود دارد بهتر است جهت سازگار شدن پرندگان با محيط جديد در درجه اول مقداری از آب و غذای آنها را منتقل كرده و يا زمانی كه لازم است دانخوری يا آبخوريها را بزرگتر كرد خارج كردن تجهيزات كوچكتر در زمان اندك بسيار مضر است.
6. تغذيه آردی بجای پلت
7. مشغول نگهداشتن و سرگرم كردن پرندهها، بعنوان مثال آويزان كردن دستجات پربرگ يا علف و كاه جهت نوكزدن پرندهها به آنها
8. كنترل انگلهای خارجی
9. استفاده از وسايل مكانيكی مثل حلقههای فلزی كه در بالای نوك پرنده ثابت می شود و بيشتر در پرندگان شكاری كاربرد دارد.
10. نهايتاً نوك چينی كه بعنوان رايجترين و مؤثرترين راه استفاده شده جهت پيشگيری از كانی باليسم مطرح است. نوك چينی در هچری (روز آخر) يا بعد از آن انجام می گيرد، در غير اينصورت در دو هفته اول زندگی اين عمل انجام می شود. در مرغهای تخمگذار اگر نوك چينی انجام نشده باشد بهتر است اين كار قبل از شروع تخمگذاری و انتقال مرغها به سالنهای تخمگذار انجامگيرد زيرا استرس ناشی از نوك چينی ميزان تخمگذاری را كاهش می دهد. در اين روند معمولا يك سوم جلويی نوك بالا با چاقوهای الكتريكی قطع می گردد. اين كار كل رفتارهای غيرنرمال پرنده را رد نمی كند ولی پرندگان توانايی کمتری برای آسيب رساندن به يکديگر را دارند.
كانی باليسم در حيوانات
اين رفتار در حيات وحش ويژگی غيرطبيعی محسوب نمی شود. ذكر شده حدود 140 گونه مختلف در شرايط متفاوت تمايل به اين رفتار را نشان دادهاند. در بين حيوانات كانی باليسم بيشتر بين مهرهداران كوچك و بيمهرهگان شايع است. كانی باليسم ممكن است تنها آسيبرسان بنظر رسد در حاليكه بين حيوانات بخصوص گونههايی كه زاد و ولد زياد دارند مثل قورباغه، موش و موش صحرايي (Rat) ميتواند سودمند نيز باشد كه در پاسخ به تراكم اتفاق می افتد. افزايش جمعيت با سرعت زياد و بدون محدوديت می تواند تهيه غذا را با مشكل مواجه كند، بخصوص در طول يك زمستان سخت و شديد يا خشكسالی اين مسئله بيشتر آشكار می شود و كانی باليسم تا حدودی می تواند آنرا رفع كند.
اين رفتار بيشتر در حيواناتی كه در شرايط غيرطبيعی مثل قفس نگهداری می شوند مشاهده می گردد. كانی باليسم در بعضی گونهها حتی بعنوان يك روش ارثی مطرح است. كلاغها ممكن است جهت افزايش شانس موفقيت توليد مثلی خود تخم و جوجههای رقيبان خود را بخورند . خرگوشها ممكن است بدليل مشكلات عصبی، ناتوانی در پرستاری و سرمای شديد بچه خرگوشها را بكشند و بخورند. كاني باليسم خرگوشهای مرده بعنوان غريزه طبيعی و پاك كردن محل زندگی خود انجام ميگيرد. اگر در پرورش خرگوش تمام امكانات مديريتی و پرورشی فراهم باشد ولی خرگوش ماده دوزايش خود را بكشد بايستی حذف گردد.
كانی باليسم در بعضی گونهها بعنوان قسمتی از چرخه زندگی محسوب می شود، بعنوان مثال عنكبوت پشت قرمز ماده بعد از جفتگيری، جفت نر خود را می خورد. همچنين شكار اختاپوسهای كوچك توسط همنوعان بزرگتر خود بطور معمول در حيات وحش مشاهده شده ،اين رفتار حتی ممكن است در بين بسياری حيوانات دربند انسان نيز گسترش داشته باشد، برای مثال خوك ممكن است نوزادان كوچك خود را بخورد اگر چه اين رفتار در حيات وحش مشاهده نشده است.
بچهكشی (Infanticide)
اين رفتار بيشتر در ميان پستانداران رخ می دهد. شيرها بيشترين تمايل را برای آن دارند. گزارشهای بسياری وجود دارند كه شيرهای نر، بچه شيرها را كشتهاند و گاهی خوردهاند. در بيشتر موارد شير نه بخاطر گرسنگی و يا تراكم جمعيت بلكه بخاطر مواظبت كردن از فرزندان خويش برای كشتن بچه شير برانگيخته می شود. در اكثر موارد بچهها كشته ميشوند اما خورده نمی شوند. در اينجا بهتر است بجای كانی باليسم از واژه بچهكشی استفاده شود.
در ارتباط با بچهكشی شيرها،اين مورد بيشتر به حقيقت نزديك است كه شير ماده خيلی آهسته توليد مثل می كند و تنها بعد از اينكه بچههايش مستقل شدند دوباره وارد فصل توليد مثلی می شود. شير نر نيز يك دوره كوتاه توليد مثلی تنها در حدود 3 سال دارد. شير نر با كشتن نوزادان و بچهشيرها، شيرهای ماده را تشويق می كنند كه وارد فصل توليد مثلی شوند. مشاهده شده كه بابونها (نوعی از ميمونها) نيز مانند شيرها، بچهها را می كشند و معمولاٌ آنها را نيز می خورند.
كانی باليسم در انسان
بدون شك كانی باليسم تا زمانهای اخير در ميان انسانها وجود داشته و قبايل مختلف بصورتهای متفاوت اين عادت را داشتهاند. در بعضی قبايل گوشت و عضلات بچههای تازه متولد شده برای قويتر شدن خورده ميشد. خوردن گوشت انسانها در بين بعضی قبايل علامت احترام به مرده بوده، بعضی قبايل افراد كشته شده را برای غذا نمی خوردند، بلكه بخاطر بعضی عقايد خرافاتی كه داشتند می خوردند. اگر يك مرده شايسته و لايق در نبرد و نزاع كشته می شد قلب او را می خوردند بدليل اينكه اعتقاد داشتند شجاعت و قدرت او را به ارث می برند و يا مغزش را میخوردند بدليل به ارث بردن دانش او. اگر يك دونده كشته می شد پاهای او را می خوردند به اميد اينكه بوسيله آن سرعت او را كسب كنند.
در دهه 1930 بدنبال گسترش قحطی و گرسنگی در اوكراين، كانی باليسم خيلی شايع بود. طبق گزارش BBC بچهها توسط والدين خود خورده می شدند، گاهی اوقات همسران همديگر را بخاطر غذا می كشتند. حدود 7 ميليون نفر در طول دو سال از بدترين سالهای قحطی و گرسنگی اوكراين مردند، اما در واقع بسياری از مرگها بعلت كانی باليسم بود. اوكراين هنوز هم كشوری با بالاترين تعداد افراد كانی بال است.
كانی باليسم مدرن
جالب توجه است كه ال- سيستئين از موی انسان استخراج می گردد و مو يك منبع ارزان قيمت برای غذاهای حاوی ال-سيستئين است كه بطور رايج در سراسر دنيا استفاده می شود. بعضی معتقدند كه مصرف ال-سيستئين با منشأ موی انسان كانی باليسم واقعی نيست. بيان می كنند كه هر زمان قسمتی از بدن بطور عمدی برداشت شود و بعنوان غذا مصرف شود كانی باليسم خطاب می شود.
منابع:
University of Virginia: Virginia Cooperative Extension July 2004
http://www.agric.nsw.gov.au/reader/poultry/
http://cannibalism.brainsip.com/
the Merck veterinary manual
+ نوشته شده در ساعت 1 توسط
|
حرکت به سوی بهبود و تعالی یک سفر بی¬پایان است. تعالی همیشه قله¬ای است که ما از جایی که ایستاده¬ایم در افق دید خود می¬بینیم. هرچه افق دید ما وسیع¬تر و اندیشه ما متعالی¬تر می¬گردد قله¬های جدیدتری نیز در منظر دیده¬گان ما ظاهر می¬شوند.